جشن سده
بسياري از دانشمندان پژوهشگران براين باورند كه بزرگ ترين كشف انسان از آغاز تمدن تا كنون، پي بردن به راز مهارآتش و بهره گيري از اين آخشيج بسيار سودمند اهورايي است.
ايرانيان يكي از زيباترين داستان ها را درباره كشف آتش دارند و آن را به هوشنگ شاه نسبت داده اند. اين رويداد باورپذير را فردوسي توسي به زيبايي در قالب چكامهاي در شاهنامه آورده است كه در آن از نخستين جشن سده نيز ياد كرده است.
به گفته فردوسي؛ هوشنگ شاه پس از آنكه به راز آتش و سودمندي آن پي برد، باياران به نيايش پرداخت
از اسطورههاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار
كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. بر آمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند
آفرين كه او را فروغي چنين هديه دادهمين آتش و آنگاه قبله نهاد يكي جشن كرد و آن شب باده خورد سده نام آن جشن فرخنده كرد
یکی روز شاه جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس همگروه
پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو در چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و هنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهان سوز مار از جهانجوی جست
درآمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز
از این طبغ سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده ماندگار
بسی باد چون او دگر شهریار
امروزه جشن سده تنها در معابد زرتشتيان اجرا ميشود. به رغم تلاشهايي كه زرتشتيان در ابقاي فرهنگ برپايي مراسم اعمال داشتند بسياري از بخشهاي اين رسم با شكوه از بين رفته و به دست فراموشي سپرده شده است.
در روزگار قديم مهمترين مراسمي را كه معمول ميداشتند و از دير باز تا كنون نيز برجاست آتش افروزي بوده است. آتش افروزي كه اساسا شكوه و جلال جشن سده بر آن استوار بوده و هست، در پايان روز دهم و شب يازدهم انجام ميگرفت.
پادشاهان و بزرگان و مردمان ديگر هر يك به فراخور حال خود به تهيه هيزم و خار و خاشاك بويژه چوب گز ميپرداختند و كوههها و پشتههايي بلند از آنها ميساختند و آتش ميزدند. اين آتش افروزي بحدي زياد بود كه فروغ آن از فرسنگها مسافت ديده ميشد چنانكه فروغ آتش افروزي جشن سده را كه مسعود غزنوي در سال 426 برپا كرد بقول بيهقي از ده فرسنگي ديده بودند.
معمولا اين آتش افروزي در دشت پهناور صورت ميگرفت و همچنين برفراز تپهها و كوهها بوته و هيمه و خار جمعآوري ميكردند.
در مجالسي كه با حضور پادشاهان و بزرگان بر پا ميشد شمعها نصب ميكردند كه ميبايست تا هنگام غروب افروخته شود، گرد آتشي كه در حضور پادشاه يا امير افروخته ميشد خواني ميگستراندند .
شعرا قصايدي را كه در مدح جشن سده ساخته بودند ميسرودند و مردم به شادي ميپرداختند و از فراز تودههاي كوچك آتش ميپريدند كودكان و خردسالان نيز از اين شادي، بهره بسيار ميبردند.
منوچهری گويد:
جشن سـده اميرا، رسم گبـار باشد
اين آيين کيومرث و اسفنـديار باشد
زان برفروزامشب، کاندرحصارباشد
اورا حصارميرا، چرخ و عقار باشد
آن آتشیکهگويــی نخلی به بارباشد
اصلش زنورباشد، فرعش ز نار باشد
چونبنگریبهعرضش از کوهسارباشد
چونبنگری به طولش سرو و چنارباشد
از مجدالاسلام کرمانی آزاديخواه مشروطه خواه است که:
شد موسـم جشن سده سـاقی بيا و می بده
وز آب آتش سان رسان مارا به نـار موقده
برما خدا از مکـرمت فرموده آتش مرحمت
کاين نور پرنور و صفـا دارد هزاران فايده
زين آخشيج پربهـا، اين نعمت نقمت نمـا
روشن شده تاريکها، ظلمت شده آتشکـده
هان اینگـار مهوشم، آبی بزن بر آتشـم
من با چنين آبی خوشم هم چون يهود ازمائده
درهمچو روزیمحترم، درهمچوجشنیمحتشم
بايد شمـــردن مغتنم، برخيز ما را می بده
روزی خوشودلکشبود، چونگفتگوزآتشبود
آبی چو آتش خوش بود، مخصوصدرآتشکده.
امروز هم كماكان اين جشن زيبا و با شكوه برگزار ميشود. با فراهم كردن پشته بزرگي از خار و چوب، هنگام شب مراسم آغاز ميشود موبدان كه لاله در دست دارند و دستشان به دست يكديگر است دور كوهه آتش ميگردند و آتش را نيايش ميخوانند اين موبدان لباس سفيد دربر دارند و پس از آنكه سه مرتبه بگرد هيزم گشتند توده چوب را با همان لالههايي كه در دست دارند آتش ميزنند پشته خار كه آتش گرفت چون به تندي فروزان ميشود بسيار تماشايي است همين كه شعلهها از شدت خود ميكاهد از روي آن ميجهند. نغمه سرايي و دادن نمايشهاي جالب نيز در كنار آتش انجام ميگيرد و مراسم با شادي و سرور به پايان ميرسد.
صبح همان روز زنان، سيروگ كه نوعي نان مخصوص زرتشتي است كه در روغن ميغلتانند و بين ميهمانان تعارف ميكنند. در اين مراسم گاهي آش سبزي هم ميپزند كه اين آش مخصوص جشن است و با آن از دعوت شدگان پذيرايي ميشود.
ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان اعم از مسلمان، زرتشتي، كليمي و … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار ميشود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز "چله بزرگ" است در ميدان ده برميافروزند
آتش متعلق به مردم سرزمين ايران است چه توسط هوشنگ يا هر اسطوره ديگر ايراني كشف شده باشد به هر حال متعلق به اين مردم و به عنوان يك جشن ملي مطرح است
+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت
22:12 |